جایی نمی نویسم ... حوصله ندارم ... در مرز دیوونگی کاملم ... فقط امشب هوس بازی با سوم شخص های مجهولم به سرم زد ...
- به من چه از کی خوشت میاد از کی نه ؟ واقعا" فکر کردی من حسودی می کنم ؟ خوش خیالی ... بگو ۱ درصد !!!
- لارم نیست بهم بگی توی محل همیشگیت چی کار کردی ... خودم خبر دارم ... هنوزم احمقانه کاراتو پیگیری می کنم ... من همینم ... دیر کسی به دلم می شینه ولی خیلی دیرتر هم از دلم می ره و معمولا" خودش نمی فهمه کی اومد کی رفت ... تو هنوز نرفتی ... ولی می خوام بری ... عاجزانه می دونم که در حدت نیستم و این آزارم می ده وگرنه تا حالا خودم پیش قدم شده بودم
- آقای ... که خصوصی کامنت می داری ... معلوم هست چی داری می گی ؟ کدوم غرور ؟ چه ربطی داره اصلا"
- من خسته ام ... هیچی اونجوری که باید باشه نیست ... باید قمار باز باشی تا بفهمی فرق است بین باختن و بد باختن ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 23:58  توسط دریا
|
